نشانه‌‌هایی برای همه‌ی جان و طنمنویسنده: بنیامین انصاری‌نسب
۱۳۹۳/۱۲/۱۳

چندی پیش نمایشگاهی گروهی با عنوان «قبل‌بعد» متشکل از 7 اثر از 7 هنرمند در گالری گرمساری بندرعباس برگزار شد.

این یادداشت، تحلیل نشانه‌شناسانه‌ی اثری با عنوان «همه‌ی جان و طنم» از حسن بردال است که در همین نمایشگاه ارائه شده بود.

 

در بررسی اثر موردنظر سؤال این نیست که این هنر است یا نه. بلکه این است که در درون چه نظام رمزگانی، بینامتنی یا درون‌متنی پدیده‌ای در موقعیتی قرار می‌گیرد که به‌مثابه‌ی هنر ارزش بیابد و مجادله هنر بودن یا نبودن را در ذهن ما برانگیزد. می‌دانیم که تصویری که آقای بردال گرفته درواقع یک نان است. حال سؤال این است که این نان چگونه می‌تواند مجادله هنر بودن را در مورد خود برانگیزد. ولی مثل هزاران مشابه آن که در بافت‌ها و کاربردهای مختلف دیگری به‌کاررفته‌اند و می‌روند، هرگز مورد چنین مناقشه‌ای نبوده است. (مثل چند دقیقه سکوت در یک قطعه موسیقی که ادعای موسیقی بودن را می‌کند و کسانی آن را می‌پذیرند اما ساعت‌ها سکوت در موقعیت‌های دیگر هرگز این مسئله را به دنبال نداشته است) به‌عبارت‌دیگر چطور تصویر یک نان به نشانه‌ای معنادار، تبدیل می‌شود که دلالت بر هنر بودن را می‌کند.

اکنون به لایه‌های هم‌نشین و رمزگان‌هایی که دخیل در بالفعل کردن این هستند می‌پردازیم:

نخستین لایه‌ای که در مجاورت با این اثر قرار می‌گیرد و نقش تعیین‌کننده‌ای در ارزش‌گذاری نشانه‌ای آن دارد نام عکاس یعنی حسن بردال است. این نام ارزش خود را از نظام نام‌های خاص دوره به خصوصی از تاریخ عکاسی هرمزگان می‌گیرد و به‌جای دلالت بر یک فرد با یک تاریخ تولد و شماره شناسنامه مشخص، به رویکردی در تاریخ عکاسی بندرعباس دلالت دارد، یعنی خود رابطه بینامتنی با بخشی از تاریخ عکاسی معاصر هرمزگان برقرار می‌کند که بی‌تردید در چگونگی دریافت این تصویر دخالت دارد. نام عکاس بخش از متن است که در هم‌نشینی در کنار سایر لایه‌های متنی دیگر معنا می‌یابد. نام عکاس دلالت برعکسی می‌کند که تصویرگری دارد و آن عکاس با نام خود می‌خواهد تعلق آن را به‌مثابه اثری تألیفی به خود نشان دهد، زیرا هیچ نان کپک‌زده‌ای نیست که در نقش کاربردی‌اش از آن عکسی گرفته شود؛ بنابراین نام عکاس بخشی از متنی می‌شود که در مجاورت با سایر لایه‌ها عمل کرده و به نان کپک‌زده‌ای که عکس گرفته‌شده ارزش نشانه‌ای خاصی می‌بخشد و اگر عکاس درزمینهٔ این نوع عکاسی به تبحری برسد که به توان آن را سبک عکاسی او محسوب کرد، آن سبک عکاسی نیز می‌تواند به‌عنوان لایه‌ای دیگر از این نظام نشانه‌ای محسوب گردد.

لایه دوم نام اثر است که «همه‌ی جان و طنم» نام دارد؛ یعنی وقتی به‌عنوان ابژه‌ای هنری به گالری ارائه‌شده است، مانند بسیاری از دیگر آثار نامی برای او انتخاب‌شده است. این نام‌گذاری یکی از لایه‌های متنی است که نان کپک‌زده را در موقعیتی هم‌نشین قرار می‌دهد که نقش تازه‌ای به آن می‌بخشد، به عبارتی نقش کاربردی‌اش را به‌عنوان یک نان از دست می‌دهد و در این هم‌نشینی و همچنین هم‌نشینی با لایه‌های دیگری که در ادامه می‌آید، نقش یا به عبارتی ارزش نشانه‌ای تازه‌ای می‌یابد. مشاهده می‌کنیم که این نان از رمزگان اشیایی که پیرامون ما را گرفته‌اند و به‌طور مشخص سایر نان­ها و مواد خوراکی، قلمرو معنایی را که ازجمله دلالت بر کارکردی دارد با خود همراه می‌کند، ولی در مجاورت لایه‌های دیگر آن ارزش کمرنگ شده و به‌واسطه دیگر لایه‌های متنی که ارزش نشانه‌ای خود را از رمزگان‌های دیگر (ازجمله زبان، تاریخ عکاسی، نهادهای هنری و غیره) گرفته‌اند ارزش نشانه‌ای کاملاً متفاوتی می‌یابد. نام، لایه است که از دو رمزگان ارزش می‌گیرد و در هم‌نشینی با لایه‌های دیگر بارِ ارزشی خود را به آن‌ها منتقل کرده و از آن‌ها متأثر می‌شود. گفتیم نام از دو رمزگان ارزش نشانه‌ای می‌گیرد یکم زبان و دوم رمزگان هنر و قرارداد نام‌گذاری متون هنری.

حال اهمیت نام «همه‌ی جان و طنم» در ارزش بخشی به نانی کپک‌زده که حسن بردال به‌عنوان کار هنری ارائه کرده است دیده می‌شود. هیچ نانی چه سالم و چه کپک‌زده در هیچ نانوایی یا فروشگاه نامی بر خود ندارد؛ اما این نام علاوه بر کارکرد قراردادی‌اش در حوزه هنر، ارزش نشانه‌ای دیگر را از رمزگان زبان می‌گیرد که به‌واسطه‌ی رابطه­ی تمایزی آن در نظام زبان با دیگر واژگان زبان حاصل می‌شود. در فرهنگ لغت دهخدا کلمه وطن به معانی زیر آمده است:محل اقامت، مقام و مسکن، جایی که شخص زاییده شده و نشو و نما کرده و پرورش یافته باشد، شهر زادگاه، میهن و نشیمن، زادگاه. بدین ترتیب می توان گفت که خود انتخاب این واژه درلایه­ی نام اثر، از محور جانشینی که به امکانات رمزگان زبان فارسی وصل است و در هم‌نشینی با نان کپک‌زده، بخشی از فعالیت تصویرگری متن ساز است.

در رمزگان زبان با ایجاد فاصله بین حرف ربط و کلمه «تن» که با حرف «ط» نوشته‌شده، دلالتی ضمنی را در ذهن مخاطب بین ارزش نشانه‌ای «تن» به‌عنوان بدن و کلمه «وطن» به‌عنوان میهن ایجاد می‌کند که در هم‌نشینی با شکل برش خورده نان مانند نقشه ایران به‌عنوان یک فرا متن ارزش نشانه‌ای تازه‌ای می‌یابد.

سومین لایه خود نان است، همان‌طور که در تصویر دیده می‌شود موقعیت این نان، نسبت به وضعیت متعارف قرار گرفتن نان نود درجه چرخیده است و سطحی که در کاربرد متعارف این نان افقی است در این قاب عکس به‌صورت عمودی بر روی دیوار قرارگرفته است، پس این شی در ترکیب‌بندی شکلی متفاوت ارائه‌شده است.

چهارمین لایه مکان است. مکان قرار گرفتن تصویر نان، خود به‌عنوان لایه دیگر از متن در دلالت‌های آن دخالت دارد. این عکس در محل متعارف خود قرار ندارد و در عوض به نظر می‌رسد برای نمایش در مکانی که معمولاً آثار هنری در آن به نمایش گذاشته می‌شوند، یعنی گالری، ارائه‌شده است. خود این واقعیت، به‌عنوان یک‌لایه دلالت‌گر، به نظام رمزگانی نهادهای هنر ازجمله گالری و نمایشگاه‌ها و حتی موزه‌ها پیوند می‌خورد و ارزش دلالت‌گری خود را از کارکرد نهادهای هنر در حکم محل به نمایش گذاشتن آثار هنری، محل کشف و عرضه گرایش‌های جدید در هنر و غیره، دریافت می‌کند. بدین ترتیب این تصویر نان، نه در کیفیت مادی خود بلکه در روابط هم‌نشینی که با دیگر لایه‌های متنی دارد که خود محصول تعامل بین رمزگان‌های پذیرفته‌شده حوزه هنر هستند ارزش نشانه‌ای تازه‌ای پیدا می‌کند و دیگر یک فراورده (نگاه سنتی به هنر) نیست بلکه یک فرایند است که محصول روابط پیچیده‌ی تعاملی بین لایه‌های هم‌نشینی و رمزگان متفاوت فرهنگی می‌باشد.

بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که رمزگان متن را ممکن می‌کند و متن به‌نوبه خود قراردادهای رمزگان را از خود متأثر کرده دگرگون می‌کند و بخش‌هایی از آن‌ها را فرومی‌ریزد و پیوسته فرایند شکل‌دهی به رمزگان‌های پذیرفته‌شده اجتماعی را تداوم می‌بخشد. همان‌طور که ذکر شد «همه‌ی جان و طنم» وابسته به لایه‌های است که خود محصول رمزگان­های پذیرفته‌شده­ی زبان، هنر و تاریخ عکاسی هنری هستند (مانند نام عکاس، نام اثر، ترکیب‌بندی، مکان نمایش و غیره). از سوی دیگر این متن (عکس) به نوبه خود با فروریختن برخی قراردادهای رمزگان هنری زمان خود قراردادهای جدید را در تاریخ عکاسی هرمزگان را آغاز می‌کند. در این قراردادهای جدید اهمیت حاشیه نسبت به مرکز برجسته‌تر می‌شود و با تأکید بر مفهوم نسبیت مفهوم هنر مفهوم اصالت در هنر را فرومی‌ریزد و قواعد تازه‌ای را وارد رمزگان هنر عکاسی هرمزگان می‌کند که خود موجب پیدایش آثار دیگری در این زمینه می‌شوند که بی‌تردید آن‌ها نیز در عین آنکه در مجموعه­ی قواعد رمزگان هنر به شکل‌گیری آثار دیگری امکان می‌دهند، پیوسته در معرض فروریختن هستند.

 


 

مراجع

سجودی، فرزان (1383) نشانه‌شناسی لایه‌ای و کاربرد آن در تحلیل نشانه شناختی آثار هنری، مقالات اولین هم‌اندیشی نشانه‌شناسی هنر، تهران: فرهنگستان هنر، صفحه 59-75

 

 

 


به اشتراک بگذارید: