هرمزگان و هنرهای نونویسنده: مسعود منصوری
۱۳۹۳/۱۲/۱۵

چندی پیش نمایشگاهی گروهی با عنوان «قبل‌بعد» متشکل از 7 اثر از 7 هنرمند در گالری گرمساری بندرعباس برگزار شد.

این یادداشت، نگاهی دارد به  این نمایشگاه و برخی آثار ارائه شده.


 

نمایشگاه قبل‌بعد را ندیدم. این نمایشگاهِ عکس، اسفندماه امسال در بندرعباس برگزار شد. صحبت درباره‌ی یک نمایشگاه عکس با دیدن کاتالوگش، به نوشتن درباره‌ی یک فیلم بعد از دیدنش روی صفحه‌ی موبایل می‌ماند. اما آثار اصیل حتا در مقیاس خُرد هم ذره‌ای از تاثیرگذاری‌شان را حفظ می‌کنند؛ کاری که اغلبِ این عکس‌ها نمی‌کنند. پرسشی که این نمایشگاه پیش می‌کشد بسیار کلان و بنیادی‌ست. در توضیح وجه تسمیه‌ی نام نمایشگاه، صحبت از هستی و وضعیت پیشین و پسین است.

اینجا مسأله‌ای کلیدی نهفته است. کجا یک پرسش می‌تواند به تأملی هنرمندانه (اینجا: عکاسانه) بدل شود و کجا نه؟ یک «سناریو»ی از پیش طراحی شده، کجا قادر است جهان عکاسانه‌ی قائم به خود را بسازد و کجا خالی از روح و پُر ادا-و-اطوار می‌شود؟ در اغلب عکس‌ها، آن‌چنان حضور هنرمندی که «می‌اندیشد» پررنگ است که دیگر جایی برای بیننده نیست. یا موفق به گشودن رمزگان شو، یا دور شو.

 

© حسن بردال | همه‌ی جان و طنم | 1393

 

برخورد حسن بردال با موضوع، زیرکانه است. شوخ‌وشنگ است. به‌جای پاسخ به پرسش‌های هستی‌شناسانه، تکه‌نانی (به‌قالب نقشه‌ی ایران) جلوی‌مان پرت می‌کند و از هر توضیحی در می‌رود. چه‌بسا برای عده‌ای این عکس بار سیاسی داشته باشد – یکی از دلایل وقفه در نمایشگاه و سرانجام حذف این کار. اما به گمان من، این اثر پادزهری‌ست برای جدیّت‌های ساختگی. حسن بردال با حذف هرنوع کاراکتر انسانی، از روایت‌گریِ مکانیکی سر باز می‌زند.

 

© حسن اکبرنژاد | بدون عنوان | 1393

 

حسن اکبرنژاد از سوی دیگر، با بخشیدنِ زندگیِ نسبی به کاراکترهایش، تا حدی چرخ‌دنده‌های این آپاراتوس را روغن‌کاری می‌کند. پرسوناژهای سرگردان او در ظلمات شب، با صورت‌هایی ناپیدا، برخوردار از حداقلِ حیات‌اند، و نه فقط عروسک‌هایِ مطیعِ عکاسِ اندیشمند.

عکاسی هرمزگان در دهه‌ی اخیر از ترازی به تراز بالاتر جهیده است. این حرف از شدت تکرار به کلیشه می‌ماند. اما آن‌چه این جهش را میسر کرده، نه صرفا فرار از کلیشه‌های سابق، بلکه جدّوجهدِ بی‌وقفه‌ی نسل تازه و از آن مهم‌تر صداقت این نسل با خود و مخاطب بوده است.

به‌نظر می‌رسد نمایشگاه قبل‌بعد به‌دنبال تجربه‌های تازه در عکاسی‌ست. چه خوب. اما نمایشگاه (دست‌کم تعریفی که من در ذهن دارم) باید محصول یک دوره‌ی کاری باشد؛ حاصل ماه‌ها و سال‌ها تجربه‌گری و کوبیدن راه‌های تازه. جهان‌های نو و هنرهای نو، اگر صادقانه نباشند، اگر بر جدّوجهد بنا نباشند (در هنرهای تجسمی، چه مثالی بهتر از احمد کارگرانِ متأخر؟) به صرفِ نو بودن استوار نمی‌مانند. پوک می‌شوند و در مَنریسم فرو می‌ریزند.


به اشتراک بگذارید: