زندگی با مگی
آفر ولبرگر
۱۹۷۶ . آمریکا
مترجم: الهام افروتن
۱۳۹۳/۱۰/۲۹

آفر ولبرگر در سال 1976 در نیویورک متولد شد و کارشناس ارشد هنرهای مفهومی از دانشگاه هنرهای تجسمی نیویورک است.

این عکاس چهل‌ساله‌ی آمریکایی نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی زیادی را در شهرهایی مانند نیویورک، برلین، کبک، لندن و میلان را در کارنامه‌ی خود دارد. او همچنین برگزیده‌ی بسیاری از جشنواره‌‌های معتبر نیز می‌باشد.

مجموعه‌ی زندگی با مگی سفر انتزاعی زنی است که به مکان‌های مختلفی می‌رود. مکان‌ها، جاهای دیده شده و یا شاید تکراری برای ما باشند اما همه‌چیز آن‌طور هم که ساده به نظر می‌آید ساده نیست.

شاید با دیدن این عکس‌ها به او حسادت کنید زیرا شما می‌توانستید مانند او به جاهای مختلف دنیا سفر کنید و عکس‌هایتان را در فیس‌بوک با دوستان خود به اشتراک بگذارید. عکس‌هایی از افراد و مکان‌های خاص که بیانگر جغرافیای سفرتان است. ممکن است از خودتان درباره‌ی شخصیت مگی، مدل لباس پوشیدن و احساس عجیبی که در ماسکی که بر چهره دارد از خودتان سوال کنید.

_ مگی اهل کجاست؟!

_ آیا از جایی به غیر از زمین آمده است؟!

 آیا ولبرگر می‌کوشد تا اطلاعاتی از هویت مجازی، از مناظری که از طریق رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شود را برای ما خلق کند؟

من واقعا نظر واقعی مردم راجع به هویت را آنلاین نمی‌دانم اما فکر می‌کنم همه‌ی ما تمایل داریم که تصویری این‌چنین از خودمان در جهان به ویژه در دنیای آنلاین نشان دهیم.

 

 

 

ولبرگر می‌گوید: هویت مگی به دلیل ماسکی که به چهره دارد ثابت است. اما برای من، با تغیرات نور یا لباسی که می‌پوشد، ژست‌هایی که می‌گیرد و مکانی که در آن قرار دارد تغییر می‌کند.

علاوه بر این زندگی مگی یک داستان عاشقانه نیز هست. مگی یک زن فرانسوی است که که با ولبرگ که یک نیویورکی‌ست قرار ملاقات می‌گذارد. آن‌ها به مدت یک هفته یا شاید یک ماه با هم به سفر می‌روند. به فرانسه، آلمان، آمریکا و ...

همچنین حالت‌ها و ژست‌های خصوصی مگی را می‌بینیم که می‌تواند بیانگر رابطه و صمیمت بین آن‌ها باشد‌. مانند گردشگران برنامه‌ی خاصی برای دیدن از مکان‌های مختلف ندارند بلکه کاملا غیر ارادی و حسی انتخاب می‌کنند. به عبارتی زمان و مکان در دست آن‌هاست و هر سفر منجر به سفری دیگر می‌شود.

مکان‌هایی که مگی در آن قرار دارد شبیه مناظری است که در کارت‌پستال‌‌ها می‌بینیم (این عکس‌ها به من یاد می‌دهد که از عکاسی کردن از این‌گونه مکان‌های کلیشه‌ای اجتناب کنم).

چمدان‌ها را بستیم و راهی سفر شدیم. هنگامی که به یک مکان زیبا و چشم‌نواز رسیدم دست از همه چیز کشیدم و به مشغول کار شدیم. کل این تجربه کاملا خود به خود پیش رفت هر چند به خاطر اندازه‌ی بزرگ دوربین 5×4 که من استفاده می‌کردم و حمل آن، گرفتن یک شات زمان زیادی می‌برد و ما به یک کنش صادقانه و عاری از تصنع نیاز داشتیم. این پروژه بسیار آهسته و بدون برنامه‌ریزی خاصی پیش رفته است. (البته ولبرگ در کارش بسیار جدی است.)

او می‌گوید: می‌خواستم یک پروژه‌ای را شروع کنم بدون این‌که بیش از حد به مسائل کوچک فکر کنم. سعی کردم تا جایی که ممکن است حسی کار کنم نتیجه‌ی عکس‌ها اصلا با چیزی که قبل از آن فکر می‌کردم مطابقت ندارد. با توجه به عصر عکاسی دیجیتال که زیاد این فرصت را به آدم نمی‌دهد که بیننده را شگفت زده کنید، من همیشه سعی کرده‌ام عکس‌هایم مخاطب را شگفت‌زده کند. برایم بسیار مهیج بود که عکس‌ها را با فرمت بزرگ فیلم عکاسی کنم.

ولبرگر می‌گوید: اگرچه یک پروژه ممکن است تا ابد ادامه پیدا کند اما این مجموعه به اتمام رسیده است. او و مگی با هم ازدواج کرده‌اند و پروژه‌های دیگری را با هم کار می‌کنند.


به اشتراک بگذارید: