مونِت و مَدی
مایا دانیلز
. سوئد
مترجم: صادق طاهری
۱۳۹۳/۰۹/۰۳

من، به ‌واسطه‌ی علاقه‌ام در مستندسازی دنیای معاصر غرب، شروع به بررسی کمبود کلی آثار بصری درباره مسائل مربوط به نسل‌های گذشته کردم. همچنان‌که در روند کار بودم، با مدی و مونت آشنا شدم.

مونِت و مَدی دوقلوهای هم‌سان بودند. آن‌ها تمام عمرشان را با هم و کنار هم سپری کرده‌اند. اولین بار آن‌ها را در خیابان‌های پاریس دیدم و بلافاصله جذب لباس‌های مشابه و زبان بدن هماهنگ آن‌ها شدم. آن‌ها بسیار زیبا و خاص بودند و در بین جمعیت می‌درخشیدند. چیزی را که می دیدم باور نمی‌کردم، یادم می‌آید آن زمان فکر کردم آن‌ها واقعی نیستند.

به نزدیک آن‌ها رفتم. اصلا تعجبی نداشت که آن‌ها اغلب جملات یکدیگر را تمام می‌کردند و به جای گفتن «ما» می‌گفتند «من».

هیچکدام‌شان ازدواج نکرده بود و هر دو غذای مشابه و به مقدار مشابه می‌خوردند.

آن‌ها نه تنها مثل دو خواهر به یکدیگر نزدیک بودند، بلکه به عنوان یک زوج نقش بازی می‌کردند، به عنوان مدل ظاهر می‌شدند و با هم می‌رقصیدند. پاریس، سنِ اصلی آن‌ها بود. اگر حتی یک‌بار هم در لباس‌های مختلف بیرون بروند، مردم می‌ایستند و از آن‌ها دلیلش را می‌پرسند.

چون بخش عمده‌ی زندگی مدی و مونت صرف بازی در مقابل دوربین، روی سن یا خیابان شده، این پروژه ترکیبی از عکس‌های صحنه‌سازی شده و مستند است.

عکس‌هایی که خیلی صحنه‌سازی شده‌اند با عکس‌هایی عوض شده‌اند که این دو خواهر در زندگی عادی باهم تعامل دارند و مشغول کار روزانه‌ی خود هستند. از آن‌جایی که مدی و مونت هر دو بسیار نامتعارف و در عین حال مشغول زندگی خصوصی خود هستند، این مجموعه بیانگر زندگی آن‌ها است، چون هر دو جنبه‌ی مستند و صحنه‌سازی زندگی آن‌ها را در بر می‌گیرد.

این جنبه غیرواقعی مجموعه یک جو رویایی به کار داده است، مثل سرابی که اولین تاثیر من از آن‌ها را منعکس می‌کند. خیابان‌های پاریس پس‌زمینه‌ای عالی برای چنین تصویر مبهمی ایجاد می‌کنند، و بیننده را گمراه می‌کند تا فکر کند این عکس‌ها در سبک مد، فیلم، و هنر هستند. این کار، مستندسازی رویدادهای هر روز را کمی سورئال می‌کند.

مونت و مدی برخی کاملا نمی‌فهمند که چرا می‌خواهم زندگی روزانه‌ی آن‌ها را مستند کنم. چالش بزرگی بود که به آن‌ها بفهمانم چقدر مجذوب این زندگی هم‌زیستی‌شان شده‌ام که برای خودشان کاملا طبیعی بود.

مدی و مونت نسبت به کلیشه‌هایی که با پیرشدن در ارتباط بود، کاملا بی‌تفاوت بودند. در واقع مدت‌ها بود که دیگر جشن تولد نمی‌گرفتند و هر فرضیه‌ی مرتبط با پیر شدن را رد می‌کردند.

این مجموعه یک ژورنال خودمانی از باهم بودن آن‌ها است و به عنوان یک گزینه، مباحث پیچیده‌ای را مطرح می‌کند که با فرض «پیر شدن» امروز در ارتباط هستند. قصد دارم این مجموعه را در طول سال‌های مسن‌تر شدن مدی و مونت ادامه دهم.

متولد شدن به عنوان دوقلوهای هم‌سان اغلب پرسش‌هایی را درباره هویت و صمیمیت مطرح می‌کند. بیشتر افراد به دنبال یک شریک زندگی می‌گردند که بقیه‌ی عمر خود را با او سر کنند و بخش عمده ‌یهویت ما حول این مسئله شکل می‌گیرد. همچنان‌که ما با این ارتباط کاملا خاص مدی و مونت مواجه می‌شویم، به نوعی احساس شیفتگی اما بی‌اعتمادی نیز بر می‌خوریم.

این پروژه در این حد و مرز می‌گنجد. همچنان‌که وارد بازی‌ای می‌شویم که توسط این خواهران گردانده می‌شود، این مجموعه تلاش می‌کند فرضیات مربوط به هویت را به بازی بگیرد و این پرسش را در ذهن ما مطرح کند که «آیا این همان شخص است که دوبار تکرار شده است؟»


به اشتراک بگذارید: