تصاویری از خانه
لری سالتن
۱۹۴۶ . آمریکا
مترجم: کیانا فرهودی
۱۳۹۳/۰۸/۰۴

خانه ساکت است. همه خوابیده‌اند و من تنها هستم، چراغ‌های اتاق پذیرایی همین الان خاموش شدند. گویی خانه هم بلاخره به خواب رفت. سال‌ها پیش این موقع و در این تاریکی سراغ کیفم مادرم میرفتم تا سیگار پیدا کنم. این زمان زمانی جادویی بود که خانه فقط و فقط از آن من بود.

امشب، بی‌قرارم. در کنار میز می‌نشینم، بعد به یخچال سرک می‌کشم. دنبال چه می‌گردم؟

تمام روز در خانه گشته‌ام و به دنبال چیزی گشته‌ا‌م و خرت‌ و پرت‌هایشان را بررسی کردم. فیلم‌هایم را ردیف می‌کنم و می‌شمرم، انگار گم شده باشند. 28 تا.

نمی‌توانم نامی برای آن‌چه مرا به ادامه‌ی کار تشویق می‌کند بیابم. چیزی از جنس عشق است تا جامعه‌شناسی. تصویر کردن واقعیت در نقش سوژه و نه شاهد.

و در جریان کار است که همه چیز تغییر می‌کند. مرزها محو و فاصله‌ها کم می‌شوند و توهم امنیت رنگ می‌بازد.

وسط شب بیدار می‌شوم، متعجب هستم. اینها والدین من هستند. از این نکته‌ی کوچک است که همه چیز ادامه می‌بابد. میل من به کاوش در حقیقت ... ورای حلقه‌های فیلم ... به معنای واقعی عکس گرفتن. متوقف کردن زمان. می‌خواهم آن‌ها برای همیشه [در عکس‌ها] زنده‌گی کنند.

لری سالتن ـ بخشی از فصل اول کتاب تصاویری از خانه


به اشتراک بگذارید: