کتاب تصاویر
آنی لپالا
۱۹۸۱ . فنلاند
مترجم: فاطمه بردال
۱۳۹۴/۰۵/۲۱

آنی لپالا (متولد 1981، هلسینکی) عکاس جوان فلاندی است که در آثارش به بررسی رابطه‌ی گذشته و حال می‌پردازد. او در جهت ایجاد حرکتی لحظه‌ای، برای ساختن چیزی، که کماکان باقی می‌ماند، حرکت می‌کند و قابلیت آن را می‌سنجد.

سبک عکاسی او گستره‌ی بصری و واقعی‌ست که بسیاری از مناظر، سطوح و فضاهای محصور را پوشش می‌دهد، ازجمله رودخانه‌ها، فیگور انسان‌های منزوی از حضور خویش و نقاشی‌های عتیقه.

آثار آنی همانند کارت‌پستال‌های رسمی یا عکس‌های فوری در برشی از زمان منجمد به ثبت رسیده‌اند که در آن‌ها هم لحظات گذرا و هم نشانه‌های کوچکی از داستان بزرگ‌تری که از آن اقتباس‌شده، ضبط و ثبت‌شده‌اند.

او مقطع کارشناسی عکاسی خود را در دانشگاه علوم کاربردی تورکو و فوق‌لیسانس خود را در دانشگاه هنر و طراحی هلسینکی گذرانده و آثارش در چندین نمایشگاه در فنلاند، آلمان، اسپانیا، فرانسه، انگلستان و ایتالیا نمایش داده شده است. آنی همچنین در نمایشگاه‌های گروهی ازجمله موزه‌ی عکاسی متروپولیتن توکیو (2006)، موزه‌ی کانست وولسفبورگ (2009) و موزه‌ی تیسن بورنمیسا (2011) حضور داشته است.

نمایشگاه انفرادی اخیر آنی سال 2014 در گالری Les Filles du Calvaire پاریس برپا بوده است.


چیدمان عکس‌ها در نمایشگاه گروهی | خانه اسکاندیناوی ، نیویورک، 2013

 

آنی ‌لپالا در سال 2010 جایزه‌ی هنرمند سال فنلاند را دریافت کرد و موزه‌ی هنر تامپری در اولین نمایشگاه جامع خود آثار او را ارائه کرد و هم‌چنین کتاب عکس‌های او نیز همان زمان منتشر شد.

آثار او در مجموعه‌هایی همچون مجموعه‌ی بانک آلمان، بنیاد تجاری هرمس، موزه‌ی عکاسی فنلاند، موزه‌ی هنرهای معاصر کیاسما و موزه‌ی هنر مدرن اِما قرار دارد.

 

 

چیدمان عکس‌ها در نمایشگاه انفرادی | موزه هنر تورکو، فنلاند ، 2014

 

 

 استیتمنت 

برای من عکس‌ها همانند نقاط ثابتی در پروسه‌ای از تغییر و دگرگونی هستند.

آن‌ها امکان مشاهده را میسر می‌کنند و اجازه می‌دهند تا بیننده گامی نزدیک‌تر بردارد.

درواقع می‌توان اعتماد و اعتمادبه‌نفس را در برخی از آن‌ها تشخیص داد اما به‌طور هم‌زمان دیگر عکس‌ها چیز دیگری از طبیعت با خود دارند، چیزی که به سمت و سویی نامریی و ناشناس معطوف است.

آنچه درنهایت به رسمیت شناخته می‌شود و قابل‌تشخیص است می‌تواند چیزی باشد «خارج» از تصویر، چیزی خارج از دید، چیزی نامحسوس.

آن چیزی نیست که وجود دارد، بلکه چیزی ست که موجود است آن‌هم اکنون و اینجا.

آثار من از سری‌های جداگانه تشکیل‌شده اما تصاویر اخیرم، وجود موجودِ حاضر در آثارم را بسط و گسترش می‌دهد.

معمولاً این نقطه‌ی آغاز است که وضعیت عکاسی را اداره و رهبری می‌کند.

من به دنبال عناصر قابل‌مشاهده‌ای از واقعیت هستم تا بتواند یک تجربه‌ی خاص را به رسمیت بشناسد و همچنین ارتباط میان تصاویر موجود و حاضر را ایجاد کند.

ارتباط بین تصاویر برای کار من ضروری ست. تصاویر چگونه بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و چه نوع روابطی را میان یکدیگر ایجاد می‌کنند.

تلاش می‌کنم بین دو یا چند تصویر، «تصویر سوم» را ردیابی کرده تا ترکیب و تفسیرهای تازه و مختلفی که همانند آشکار کردن افکار تازه است به دست آید.

ردیابی کردن می‌تواند قدمی برای روایت کردن و دلالت بر کشف و بررسی چیزی باشد.

در اینجا البته از آن بعد و جهت روایت نمی‌شود، راستش را بخواهید این عکاس‌ها حرکت نیستند.

آن‌ها در بهترین حالت هستند، تجلی شکننده، مردد بین فعل‌وانفعال.

در اینجا اثر یک اسم است که می‌باید به‌عنوان یک فعل و سپس به‌عنوان یک اسم شنیده شود.

از طریق تناوب جاذبه و دافعه‌ی تصاویر ما را به آستانه‌ی خود و یا حتی به لبه‌ی جنگلی تاریک خواهد برد.

 

 

 

مقاله‌ی هری لاکسو، آخرین تصویر، مجله‌ی فوم، زمستان 2010


به اشتراک بگذارید: