باربر
آنیا بُن‌هوف
۱۹۷۴ . آلمان
مترجم: فاطمه بردال
۱۳۹۳/۰۴/۳۰

*اصطلاح بنگالی باربر باهاک است.

 

به نظر می‌رسد بدون داشتن بار هم، این راه‌ها همیشه شلوغ و پرتلاطم هستند، چه برسد برای مردانی که بارها را میان این باریکه‌ها و خیابان‌های پرازدحام کلکته حمل می‌کنند.

آن‌ها بارها را روی سر می‌گذارند یا روی شانه‌هایشان حمل می‌کنند و یا در سه‌چرخه‌های دستی می‌گذارند. برای جا‌به‌جایی و انتقال کالاهای ضروری، مصالح ساختمانی، مواد غذایی، کتاب و زغال از مکانی به مکان دیگر، از چرخ‌دستی استفاده کرده یا روی دست‌هایشان حمل می‌کنند، آن هم در راه‌هایی که همیشه خطرناک هستند.

بارها زیاد و سنگین هستند و برای جابجایی‌ آن‌ها لازم است به دقت روی هم قرار داده شده و ماهرانه متوازن شوند. در طول مسیر ، هر ایستگاه محل یک مانور مخاطره‌آمیز است، به طوری که بارها نیاز به مرتب شدن دوباره دارند.

در واقع باهاک یک شکل زندگی‌ست، زندگی کارگر روزمزدی از طبقه‌ی پایین اجتماع. استعمار و جان کندن برای حداقلِ دستمزد، به خطر انداختن جان خود در تقلای هر روزه‌ی خیابان‌های کلکته، قدردانیِ اندک و یا هیچ برای فعالیت سخت بدنی، که همان قدردانی اندک می‌تواند به همه‌ی آن خستگی ها پایان بدهد.

با وجود همه‌ی این مسائل، در کلان‌شهری که خیابان‌ها به‌طور کلی شلوغ و پر ازدحام و در عین حال باریک هستند و استفاده از وسایل نقلیه‌ی موتوری به اندازه‌ی موردنیاز امکان‌پذیر نیست، باهاک نقشی حیاتی در حفظ و جابه جایی جریانِ عظیم و غول‌آسای کالاها دارد.

من به مدت یک هفته استودیویی موقت در امتداد این خیابان برپا کردم و از تعدادی از این باربرها درخواست کردم برای لحظه‌ای توقف کنند تا بتوانم تکی و جداگانه آن‌ها را به تصویر بکشم. جدای از آن هیاهوی همیشگی و تقلای جمعیت در حرکت و جنبش آن اشیاها، یک جور تشویق و تحسین و شگفت‌زدگی هنری مشاهده می‌شود.

این مجموعه‌ سبب می‌شود تا شما از بارِ چیزهایی بسیار فراتر از محدوده‌ی کلکته آگاه شوید.


به اشتراک بگذارید: